خیلی دور نیست همین حوالی بود .اون روز ها انتهای بدبختیو دیدم دردش هنوز درونمهولی بازم بلند شدم و اون لحظه ای که بلند بشی دقیقا تو همون لحظه همه چیز عوض میشه همه چی متفاوت میشه .نه اینکه فکر کنی چیزی درست میشه نه حتی بدتر از قبل میشه اما یه فرق بزرگ داره اونم اینه که تو درد تغییر و کشیدی و به قول معروف پوست کلفت شدی ..
او روزهای اینقدر داغون و خراب بودم که که فکر میکردم پاهام دیگه یاریم نمیکنه که ادامه بدم .
اینقدر داغون بودم که با هراهنگی همزادپنداری میکردم و اشک میریختم ولی الان فقط با سردی گوشش میکنم .
این همه قوی شدن خطرناکه خیلی خطرناکه......
ما را در سایت و برف و برف و برف و برف دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104