مادر نامهربان

خرید بک لینک
دنیا مثل مادرت نیست
که ظهر سرش داد بزنى
و شب برای شام صدات کنه
دنیا ولت میکنه تا از گشنگى بمیرى...!

این متن منو برد به سالهای دور به وقتی که سر مامانم داد میزدم و با اصرار مجبورم میکرد غذا بخورم

من مامان مهربونی نداشتم یعنی شاید تو دلش مهربون بود اما هیچ وقت نشون نمیداد و من همیشه ارزوی مادری و داشتم که محبتش و نشون بده

همین شد که من به شدت بابایی شدم

مامانم و دوست دارم اما خیلی ازش دورم خیلی تنهام خیلی خیلی دورم....

ولی الان که سر کار به طور غیر قابل تصوری همه بدنم درد میکنه و دارم از درد نابود میشم به شدت دلم مامانمو میخواد

سری قبل که مریض شدم مامانم پیشم بود وقتی رفتم خونه و دیدم برام اش برنج پخته انگار دنیا رو بهم دادن و اون روز تازه فهمیدم اش برنج خیلی خوشمزه است.

مامان غریبه من دلم برات تنگ شده

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 15:25  توسط باران |
و برف و برف و برف و برف...

ما را در سایت و برف و برف و برف و برف دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 3:03

صفحه بندی