این روزها اصلا روز های خوبی نیست
روزهایی که من گیج و مبهوت نظاره گر اطرافم هستم و نه از ادم ها نه از اتفاقات نمیتونم سر در بیارم
بابا لنگ دراز عزیزم احساس میکنم از یه کره دیگه اینجا امدم نمیتونم این حجم از اتفاقات و درک کنم
ادم هایی که بی هیچ احساسی از کنارن رد میشن و پاشونو میگیرن جلو پات که بیفتی و افتادنت هیچ ناراحتی در دلشون ایجاد نمیکنه
بابا لنگ دراز من این روزها از همه چی میترسم
از دوست داشته شدن از دوست داشتن حتی از دوست داشته نشدن
این روزهایی که میگذره من از همیشه بیشتر احساس تنهایی میکنم چون حالا نه دیگه امیدی به اینده ندارم که خاطرات قشنگ گذشتم هم دیگه نیست
اینقدر به این موضوع فکر میکنم که یکباره چی شد که حتی شک دارم من درک درستی از قشنگ بودن اون خاطرات داشتم یا تصور من اشتباه بوده.کاش یکی دستشو دراز کنه منو از تو این گردباد بیرون بکشه
و برف و برف و برف و برف...
ما را در سایت و برف و برف و برف و برف دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104